سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
اردیبهشت 90 - آوای امید و زندگی





























آوای امید و زندگی


به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد
و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد


دفتر قلب مرا واکن و نامی بنویس
سند عشق به امضا شدنش می ارزد


گرچه من تجربه ای از نرسیدن هایم
کوشش رود به دریا شدنش می ارزد


کیستم؟ آتش سردی که هنوز
حتم دارد که به احیا شدنش می ارزد


دل من در سبدی عشق به نیل تو سپرد
نگهش دار به موسی شدنش می ارزد


نوشته شده در سه شنبه 27/2/90ساعت 10:3 عصر توسط آوا و مجتبی| نظرات ( ) |

خدایا: می ترسم که اگر به همین منوال پیش رود دیگر شعله های عشق تو در وجود من هر روز بی فروغ و بی فروغتر شود. تاجایی که دیگر نه اشتیاقی برای پرواز داشته باشم و نه امیدی به رهایی! پس ای خدای مهربان! مرا از این تکرار از این یکنواختی که همه ی روزهای مرا فرا گرفته است رهایی ده ! خدایا: به من اشتیاقی ده تا دوباره چشمانم قادر به دیدن شکوه تو در زیبایی گل ها باشد!







نوشته شده در سه شنبه 20/2/90ساعت 9:53 صبح توسط آوا و مجتبی| نظرات ( ) |

با بودن تو حال من اصلا خراب نیست
می خواهمت و بهتر از این انتخاب نیست

احساس می کنم که خدا قول داده است
دیگر در این جهان خبری از عذاب نیست

دیگر میان خاطره هامان ، از این به بعد
چیزی به اسم دلهره و اضطراب نیست

باور کن این خدا که خودش عاشقت کند
حتماً زیاد خشک و مقدس مآب نیست

دنیا سر جدایی ما شرط بسته اند

اما دعای شوم کسی مستجاب نیست ...


نوشته شده در سه شنبه 13/2/90ساعت 8:36 عصر توسط آوا و مجتبی| نظرات ( ) |

خدا رو چه دیدی ، شاید با تو باشم
شاید با نگاهت از این غم رها شم
خدا رو چه دیدی ، شاید غصه رد شد
دلم راه و رسم این عشق رو بلد شد
هنوز بی قرارم به یاد نگاهت
نشستم تو بارون بازم چشم به راهت
خدا رو چه دیدی ، تو شاید بمونی
شاید غصه هامو ، تو چشمام بخونی
خدا رو چه دیدی ، شاید دل سپردی
شاید عشقمون رو تو از یاد نبردی
هنوز بی قرارم به یاد نگاهت
نشستم تو بارون بازم چشم به راهت
تو ترسی نداری از عشق و جدایی ،
می خوای پر بگیری به سمت رهایی
برای تو موندن دلیلی نداره ،
برات حرف رفتن شده راه چاره
خدا رو چه دیدی ، تو شاید بمونی
شاید غصه هامو ، تو چشمام بخونی
خدا رو چه دیدی ، شاید دل سپردی
شاید عشقمون رو تو از یاد نبردی

خدا رو چه دیدی ، خدا رو چه دیدی


نوشته شده در سه شنبه 6/2/90ساعت 7:24 عصر توسط آوا و مجتبی| نظرات ( ) |