آوای امید و زندگی
روز مرگم هر که شیون کند از دوروبرم دور کنید آسمان بمون ولی به خاطر غرور خسته ام برو پروردگارا? مرا به عنصر صلح و آرامش خود بدل کن ترس کجاست؟زمانیکه من حامل عشق و دوستی انسانها هستم. نفرت کجاست؟وقتی که من حامل بخشش و گذشت هستم. شک و تردید کجاست ؟زمانیکه قلب من جایگاه ایمان است. اشتباه کجاست؟وقتی که من حامل حقیقت هستم. نومیدی کجاست؟زمانیکه من دنیایی از امید هستم. تاریکی کجاست؟وقتی که من حامل زیباترین ستاره های پر نور هستم

همه را مست وخراب از می انگور کنید
مزد غسال مرا سیر شرابش بدهید
مسته مست از همه جا حال خرابش بدهید
بر مزارم مگذارید بیاید واعظ
پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ
جای تلقین به بالای سرم دف بزنید
شاهدک رقص کند جمله شما کف بزنید
روز مرگم وسط سینه ی من چاک زنید
اندرون دل من یک قلم تاک زنید
روی قبرم بنویسید وفادار برفت
آن جگر سوخته و خسته ازین دار برفت
.. به دنبال خدا نگرد ..
.. خدا در دیر و بتکده و مسجد نیست ..
.. لابلای کتاب های کهنه نیست ..
.. خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دوری از انسانها نگرد ..
.. آنجا نیست ..
.. خدا در دستی است که به یاری می گیری ..
.. در قلبی است که شاد می کنی ..
.. در لبخندی است که به لب می نشانی ..
.. در فاصله نفس های من و توست که به هم آمیخته ..
.. در قلبیست که برای تو می تپد ..
.. در میان گرمای دستان ماست که به هم پیچیده..
.. خدا اینجاست همسفر مهربان من ..
.. اینجا ..
همه راه هایی که تو را به من میرسانند در دست تعمیرند!
اگر نه تو حتما می آمدی!
بزرگترین اقیانوس جهان ارام است
پس ارام باش تا بزرگ باشی!!
دلبسته به سکه های قلک بودیم
دنبال بهانه های کوچک بودیم
رویای بزرگتر شدن خوب نبود
ای کاش تمام عمر کودک بودیم
ببخش هر چند که مسکینی
تنهایی را دوست میدارم زیرا انان که ادعا میکردند همیشه در کنارم میمانند
رفتند و او بی هیچ ادعایی همیشه در کنارم مانده.
پرده ای است
پرده ای آویخته از پنجره
و خدا
پشت سر ابرها
غرق تماشای ماست
آن طرف آسمان
پنجره هایی غریب
این طرف
بوی درختان سیب
وخدا
خیره به دنیای ماست
می شود
پر گشود
رفت به آن سوی درختان سیب
آن طرف ابرها
آن طرف پنجره ها جای ماست
برو ولی به خاطر دل شکسته ام بمون
تو رو نفس کشیدمو به گریه با تو ساختم
چه دیر عاشقت شدم چه دیرتر شناختم
تو با منی و بی توام ببین چه گریه آوره
سکوت کن ، سکوت کن، سکوت حرف آخره
بمون که بی تو زندگی تقاص اشتباهمه
عذاب دوست داشتن تلافی گناهمه
ببین چه سر و بی صدام ببین چه صاف و ساده ام
گلی که دوست داشته ام به دست باد داده ام
بمون ولی به خاطر غرور خسته ام برو
برو ولی به خاطر دل شکسته ام بمون
به موندن تو عاشقم ، به رفتن تو مبتلا
شکسته ام ولی برو ، بریده ام ولی بیا
چه عاشقانه زیستم چه بی صدا گریستم
چه ساده با تو هستم و چه ساده بی تو نیستم
