سفارش تبلیغ
صبا ویژن

آوای امید و زندگی

طراح قالب: آوازک

عشق

خدا گفت : زمین سردش است چه کسی می تواند زمین را گرم کند؟
لیلی گفت : من
.

خدا شعله ای به او داد. لیلی شعله را توی سینه اش گذاشت

سینه اش آتش گرفت.

خدا لبخند زد .لیلی هم
.
خدا گفت : شعله را خرج کن .زمین را به آتش بکش
.
لیلی خودش را به آتش کشید.خدا سوختنش را تماشا می کرد
.
لیلی گر می گرفت.می ترسید
.
می ترسید آتشش تمام شود
.
لیلی چیزی از خدا خواست .خدا اجابت کرد
.
مجنون سر رسید .مجنون هیزم آتش لیلی شد
.
آتش زبانه کشید .آتش ماند . زمین خدا گرم شد
...

 



[ جمعه 89/1/6 ] [ 12:0 عصر ] [ آوا و مجتبی ] نظر